صفحه نخست | آرشيو مطالب | ارتباط با ما | آر اس اس | طراح قالب

Ba$iRaT

درباره



درباره :
پروفايل مدير :

موضوعات

:: آشوبگران (٧)
:: اغتشاشات (٤)
:: محاربین (۳)
:: شورشگران (٢)

آرشيو ماهانه

:: ۱۳۸٩/۸/۸
:: ۱۳۸٩/۸/۱
:: ۱۳۸٩/٦/٢٠
:: ۱۳۸٩/٥/٩
:: ۱۳۸٩/٤/٢٦
:: ۱۳۸٩/۳/٢٢
:: ۱۳۸٩/۳/۱٥
:: ۱۳۸٩/۳/۸
:: ۱۳۸٩/۳/۱
:: ۱۳۸٩/٢/۱۸
:: ۱۳۸٩/٢/٤
:: ۱۳۸٩/۱/٢۸
:: ۱۳۸٩/۱/٢۱
:: ۱۳۸٩/۱/۱٤
:: ۱۳۸٩/۱/٧
:: ۱۳۸۸/۱٢/٢٩
:: ۱۳۸۸/۱٢/٢٢
:: ۱۳۸۸/۱٢/۱٥
:: ۱۳۸۸/۱٢/۸
:: ۱۳۸۸/۱٢/۱
:: ۱۳۸۸/۱۱/٢٤
:: ۱۳۸۸/۱۱/۱٧
:: ۱۳۸۸/۱۱/۱٠
:: ۱۳۸۸/۱۱/۳
:: ۱۳۸۸/۱٠/٢٦
:: ۱۳۸۸/۱٠/۱٩
:: ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
:: ۱۳۸۸/۱٠/٥

سايت هاي همکار


آمار و نويسندگان

نويسندگان :

baseerat

آمار بازديد :

تعداد بازديدها :



اعتراف صریح زهرا رهنورد به ائتلاف با منافقین و بهایی ها

اعتراف صریح زهرا رهنورد به ائتلاف با منافقین و بهایی ها

با واقعیت جنبش هم جور درنمی آید که همه را وادار کنیم که مثل هم فکر کنند

همسر یکی از بازیگران فتنه حضور عناصر ضد دین و لائیک در فتنه سبز را تأیید کرد.زهرا رهنورد که خود به بهانه ادعای فمینیستی با برخی از این عناصر مرتبط است در گفت وگو با سایت جرس تأیید کرد عناصر لائیک و ضد انقلاب در جریان متبوع وی حضور دارند.
جرس از وی پرسید «شما بارها تأکید کرده اید متکثر بودن جنبش را نقطه قوت آن می دانید. سوال این است که فصل مشترک میان گروه های مختلف اصلاح طلب و جنبش داخل کشور با برخی گروه های اپوزیسیون دیگری که باوری به چهارچوب های نظام و قانون اساسی و حتی دین ندارند، درکجاست؟» رهنورد در پاسخ گفت: در این شکی نیست که تکثر و تنوع مهمترین شاخصه جنبش سبز است.

در دل جنبش از آدم های صددرصد مذهبی وجود دارد تا کسانی که به لحاظ اعتقادات مذهبی ضعیف و یا حتی لائیک هستند. با صداقت جور درنمی آید که حضور این افراد در جنبش سبز را انکار کرد. اما کف خواسته های همه نیروها و چهره های متفاوت با جنبش، آزادی، دموکراسی و احترام به حقوق شهروندی است. با واقعیت جنبش هم جور درنمی آید که همه را وادار کنیم که مثل هم فکر کنند.]![
وی توضیح نداد که «سقف» خواسته های مشترک آنها با جریان های ضد دین و ضد قانون اساسی کدام است؟ وی از طریق شبکه بی بی سی یکی از آغازکنندگان پروژه آمریکایی - انگلیسی القای تقلب در انتخابات بود.
اذعان رهنورد به همراهی جریان های لائیک و معارض با قانون اساسی و دین در حالی است که موسوی در طول حوادث یک سال گذشته خود یکی از مهره های جریان های ضد انقلاب در زمینه قانون شکنی، برپایی آشوب، حمایت از تروریست ها و محاربین، و حرمت شکنی علنی علیه قانون اساسی، انقلاب اسلامی، حضرت امام و عاشورای حسینی بود.



کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


آیا پس از افتخاری نوبت مدیری است؟

آیا پس از افتخاری نوبت مدیری است؟
 نگرانی و وحشت جریان فتنه از اقدامات فرهنگی دولت که باعث جذب بسیاری از هنرمندان کشور شده منجر به آشفتگی و عصبانیت این جریان شده است.

مهران مدیری شخصیتی هنرمندی‌ است که پیش از این هم مورد هجمه جریان فتنه قرار گرفته بود. جریانی که حتی قائل به نقد خدا بود، اما در مقابل دستمایه طنز قرار گرفتن اعتصاب غذای دورغین نمانیدگان مجلس ششم، وی مورد هتک حرمت و حیثیت آنان قرار گرفت. همین جریان خود رای بعد از شکست سنگین در 22خرداد از اراده ملت، از مهران مدیری خواستند جهت هم نوایی با جنبش سبز! از همکاری با صدا و سیما خودداری کند.


برخورد دوگانه جریان فتنه با هنرمندان مملکت داستانی است با یک نتیجه: هر کس با ما باشد مقدس و محترم است و هرکس با مانیست باید نابود _ ترور شخصیت و هتک حیثیت _ شود. شعار معروف جرج بوش: "هرکه با آمریکاست علیه تروریست و هرکه مقابل آمریکاست با تروریست است".


مهران مدیری چه تفاوتی با شجریان دارد؟ اگر مردم صدای شجریان را شنید‌ه‌اند، مهران مدیری را که سالهای سال است تصویرش را دیده‌اند.
 مگر موسوی نبود که می‌گفت: خدا لعنت کند کسانی را که می‌خواهند ملت ایران شاد نباشد؟ پس چگونه فتنه‌گران می‌خواهند با تخریب این هنرمند شادی را از ملت ما بگیرند؟ آیا چون سران فتنه در غم و عقده شکست سنگین22خرداد به سر می‌برند  و بعضا معاشر خود را از دست داده و افسرده شده‌اند، بقیه ملت نیز باید همچون آنان افسرده باشند؟

چند روز قبل مهران مدیری نیز به همراه تعدادی از هنرمندان به دیدار منتخب ملت می‌روند و همچنان ساز شجریان برای بازار گرمی اغتشاشات نواخته می‌شود. از این رو مهران مدیری می‌شود "خائن"  و یکی دیگر میشود "وطن پرست".

بله متاسفانه آستانه تحمل فتنه گران بسیار پایین است، فتنه گران طاقت انتقاد ندارند- طاقت شکست ندارند- فتنه گران نماد کامل اقتدارگرایی و تمامیت خواهی هیتلر و استالین هستند که سرانجام در مقابل امواج مردمی  و خواست ملی دچار شکست شده  و به زباله دانی پیوستند.

گناه مهران مدیری رعایت اصول دموکراسی بود. مهران مدیری تاوان پایبندی به اصول مردم سالاری را می‌خورد که به دیدار منتخب  ملت می‌رود. مهران مدیری آزادی بیان می‌خواهد و حرکت وی نیز نمادی از یک رفتار سخنگو بود یعنی با این حرمت خود ثابت کرد که منتخب ملت را به رسمیت می‌شناسد.

فتنه گران می‌خواهند صدای ملت ایران را خفه کنند. می‌خواهند علاوه بر حیثیت ارزشی و ملی ایران زمین، سرمایه‌های فرهنگی را نیز به حراج بگذارند. از هنر و هنرمند متنفرند. از استقلال رای متنفرند.
مهران مدیری بدان که اگر بتوانند، تو را نیز با تقلید از  هیتلر و استالین از ایران کوچ اجباری می‌دهند. مگر ندیدی با علی رضا افتخاری  چه برخورد دموکرات و عقلانی انجام دادند؟



کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


فاز جدید تحرکات سران فتنه کلید خورد

فاز جدید تحرکات سران فتنه کلید خورد

 یک سایت ضدانقلابی از سران فتنه خواست به جای تناقض و تاکتیک یکی به نعل و یکی به میخ زدن، تکلیف خود را با قانون اساسی و خط امام مشخص کنند؛ چرا که طبق قانون اساسی و خط امام، آن‌ها باید از ولایت فقیه تبعیت می‌کرده‌اند و نکرده‌اند.

به گزارش شبکه ایران، پایگاه اینترنتی گویانیوز نوشت: آنچه از ظاهر امر پیداست دعوای حاکمیت و اصلاح طلبان بر سر اجرای قانون اساسی است. اما قانون اساسی متاثر از جایگاه ولایت فقیه است و می توان گفت بازگشت به قانون اساسی، از منظری دیگر، بازگشت به دامان ولایت مطلقه فقیه و التزام عملی به آن می باشد که همان هدف حاکمیت و همان مفهومی است که در مرامنامه جبهه مشارکت به عنوان یک حزب خط امامی آمده است.
 
روزنامه کیهان در این زمینه نوشته است: این سایت نزدیک به سازمان سیا با تاکید بر اینکه ولایت مطلقه فقیه از مبانی اندیشه سیاسی امام خمینی و قانون اساسی است اضافه می کند: آقای خمینی در نامه مورخ 16/2/1366 خطاب به آقای خامنه ای می گوید «حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله (ص) است یکی از احکام اولیه اسلام و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است...». آقای کروبی به عنوان عضو شورای بازنگری، بعد از بازنگری قانون اساسی گفت «اگرچه رهبر، ولی امر و مافوق قانون است ولی با تغییراتی که صورت گرفت اختیارات جدید به رهبری داده شده است». از موارد دیگر قابل ذکر، می توان به گفته های آقای یوسف صانعی در یکی از سخنرانی هایش اشاره کرد؛ در آنجایی که می گوید: «من به عنوان یک مساله شرعی می گویم که تخلف از نظر آیت الله خامنه ای خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان است».
 
گویانیوز می نویسد: با این اوصاف نمی توان حکومت دینی را متهم به نقض قانون اساسی و انحراف از خط امام کرد چرا که عمل حکومت بر طبق شرع، خط امام و قانون اساسی است. اکنون یا جناح اصلاح طلب (وکسانی چون آقایان موسوی و کروبی و خاتمی) از قانون اساسی موجود عبور کرده که در این صورت باید تمام الزامات، تبعات و عواقب آن را بپذیرد و یا قانون اساسی را قبول داشته و کماکان معتقد به حکومت دینی بوده و اصلاحات مد نظر خود را در همین چارچوب می داند که در این صورت نیز باید تمام الزامات و پیامدهای آن را قبول داشته باشد. اگر خارج از حاشیه ها و ادبیات معمول به سخنان به نعل و به میخ روسای جمهور قبلی و برخی اصلاح طلبان دقیق شویم، شائبه اخیر تقویت خواهد شد.
 
بنابراین اگر براساس قرائن و شواهد چنین باشد و کروبی و موسوی به این رسیده باشند، اصرار بر «اجرای بدون تنازل قانون اساسی ولو به صورت تاکتیکی و به خاطر درنظر گرفتن برخی ملاحظات و یا براساس هر محاسبه و استدلال دیگری نه تنها به آنها کمکی نخواهد کرد بلکه در شرایط حساس کنونی برای جنبش سبز نیز نتیجه مثبتی دربر نخواهد داشت و حتی موجب تضعیف آن نیز خواهد شد، همچنان که بعید به نظر می رسد از هزینه های مبارزه هم بکاهد. کما اینکه علیرغم اصرار آقایان بر التزام به قانون اساسی، انقلاب و خط امام، اتهام «منافقان جدید» نیز بر لیست اتهامات قبلی آنها افزوده شده است.
 

وقت آن رسیده است که آقای کروبی و موسوی و اصلاح طلبان در جهت عمل به مسئولیت خطیری که متوجه آنهاست، فارغ از هرگونه عافیت طلبی، مصلحت اندیشی و محافظه کاری، بصورت شفاف موضع خود را در قبال ولایت فقیه، حکومت دینی و جدایی نهاد دین از دولت اعلام نمایند. چرا که تقلیل و تنزل مسئله و مبارزه فعلی به دعوا بر سر «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» نشانی اشتباه دادن است



کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


شعری برای گریه آقا در نماز عیدفطر

وقتی که شبهه قاره، بلا را دچار شد!
دریای سند، سیل شد و بی قرار شد
مردم میان سیل، ز کف داده زندگی
هر آن چه رشته بود، تمامی غبار شد
وقتی که یک شبه همه هستی به باد رفت
آواره شد، فقیرتر و خاکسار شد
بی عرضه دولتی که توان عمل نداشت
وارث به بی پناهی صدها هزار شد
دشمن به خاک و مرز مسلمان طمع نمود
با اسم لطف، بر سر مظلوم، بار شد
دنبال ظلم و غارت با وجهه ی شخیص
لشکر کشید و گرده ی مردم، سوار شد
وقتی کمک ز جانب امت نداشتند
بر زیر چکمه های عدو، مرد، خوار شد
آقا برای روزه ی مهموم گریه کرد
وقتی برای غربت شان یار غار شد
آقا برای دعوت یاری پیام داد
باید برای یاری شان بی شمار شد
مسلم نباشد ان که به آن ها کمک نکرد
باید که سد، مقابل این جوبیار شد
دست کمک به سوی برادر دراز کرد
با مهر، سوی یاوری حال زار، شد
با این که قدس، مسئله ی اول است باز
باید برادر دگری نیز یار شد
باید برای مشکل امت به پا شویم
بر هر چه سد مقابل خود آبشار شد
وقتی که امّتیم و تمامی برادریم!
جوشید از درون خود و چشمه سار شد
باید نمونه گشت در این امت وسط
در اتحاد ، الگوی این روزگار شد
تمرین مرد بودن مان، ماه رفته بود
باید که فطر، خواست به پا سوی کار شد

محمد صادق شهبازی


کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


اعتراض گسترده مردم ، دانشجویان و نمایندگان مجلس به اعمال علی محمد دستغیب

طی بیانیه هایی به مسئولان اعلام شد ؛
اعتراض گسترده مردم ، دانشجویان و نمایندگان مجلس به اعمال علی محمد دستغیب

مجمع مجمع نمایندگان استان فارس در نامه‌ای سرگشاده به هاشمی‌رفسنجانی، خواستار رسیدگی به اعمال علی‌محمد دستغیب شدند. تشکل های دانشجویی دانشگاه های بزرگ شیراز نوشتند: دادسرای ویژه روحانیت فارس امروز در آزمون بزرگی قرار گرفته است.


اعتراض  گسترده مردم ، دانشجویان و نمایندگان مجلس به   اعمال علی محمد دستغیب

تشکل های دانشجویی دانشگاه های بزرگ شیراز نوشتند: دادسرای ویژه روحانیت فارس امروز در آزمون بزرگی قرار گرفته است. مجمع مجمع نمایندگان استان فارس در نامه‌ای سرگشاده به هاشمی‌رفسنجانی، خواستار رسیدگی به اعمال علی‌محمد دستغیب شدند.

 ، تشکل های دانشجویی دانشگاه های شیراز پیرامون حوادث روز قدس مسجد قبا، در بیانیه ای خطاب به مردم ولایتمدار و شهید پرور شهر مقدس شیراز با اظهار تاسف آورده اند: در روز قدس امسال اتفاقاتی به وقوع پیوست که دل هر دلسوخته نظام و انقلاب را به درد می آورد و به فکر وا می دارد؛ چرا در روز قدس و جمعه ای که متعلق به آرمان فلسطین و جهان اسلام و امت رسول الله است باید شاهد فراموشی آرمان بلند حضرت روح الله باشیم و این روز عزیز را هزینه منافقین جدید و اصحاب جمل کنیم.
این بیانیه افزوده است: مسجد قبا یا همان آتشی های سابق و امام جماعت بی بصیرت آن جناب علی محمد دستغیب پس از انتخابات سال 1388 تا به امروز به هر بهانه و موقعیتی با زیر سوال بردن حاکمیت قانون و نظلام اسلامی و ولایت فقیه ضمن همراهی با ضد انقلاب داخلی و جریان معاند خارجی منافع ملی و امنیت داخلی را هزینه عقده گشایی خود کرده اند و متاسفانه هر بار به سبب آنکه هیچ برخورد قانونی با آنها صورت نگرفته دریده گوتر و بی پرواتر از گذشته به ساختار شکنی پرداخته اند.

نامه سرگشاده نمایندگان مجلس به رئیس مجلس خبرگان همچنین به گزارش خبرگزاری فارس ، در نامه سرگشاده مجمع نمایندگان استان فارس خطاب به رئیس مجلس خبرگان آمده است: چنانچه استحضار دارید به دنبال اعلام مواضع ساختارشکنانه علی‌محمد دستغیب و اظهار نظر نامبرده نسبت به حوادث و موضوعات پس از انتخابات و زیر سؤال بردن مشروعیت نظام و صحت انتخابات در سال گذشته، فضای ناامنی ایجاد و واکنش‌هایی از ناحیه امت حزب‌الله فارس نسبت به مواضع وی بروز داده است.
در ادامه این نامه تصریح شده است: تکرار مواضع علی‌محمد دستغیب در جلسات تفسیر قرآن ماه مبارک رمضان و انعکاس این مواضع در رادیو آمریکا و سایر رسانه‌های دشمنان نظام و سایت ایشان سبب شد تا اعتراضات شدید مردمی علیه وی شکل گرفته و در روز جهانی قدس تعدادی از نمازگزاران برای بیان اعتراض خود به دیدگاه‌های نامبرده به صورت مسالمت‌‌آمیز در درون مسجد قبا و اطراف آن تجمع کردند که با سنگ، کاشی، آجر و بلوکی که از قبل در پشت بام مسجد و از ناحیه طرفداران دستغیب تدارک دیده شده بود، مورد هجوم قرار گرفتند و قریب به 40 زخمی راهی بیمارستان شده و تعداد قابل توجهی نیز مضروب شدند.
مجمع نمایندگان استان فارس در نامه خود به هاشمی رفسنجانی خاطرنشان کرده است: با محکوم کردن سخنان و اقدامات و مواضع دستغیب که همسو با مواضع دشمنان نظام است بیم آن می‌رود که تکرار این گونه مواضع و انجام اقدامات ذکر شده دگرباره امنیت مردم شریف و ولایت‌مدار استان فارس را به مخاطره بیندازد بنابر این از آن مجلس محترم و نهادهای مسئول بررسی و رسیدگی سریع و جدی و اعلام نظر و پیگیری در راستای تأمین امنیت مردم شریف استان را خواستاریم.
مجمع نمایندگان استان فارس همچنین طی نامه‌ای از رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس شورای اسلامی خواستند تا به اعمال علی محمد دستغیب رسیدگی کند.
برپایه این گزارش مجمع نمایندگان استان فارس همچنین طی نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، خواستار رسیدگی به حرمت‌شکنی‌های علی محمد دستغیب شدند.

برگزاری همایش حامیان ولایت در حرم مطهر آستانه سیدعلاء الدین حسین(ع)

همچنین به گزارش خبرنگار روایت مردم ولایتمدار شیراز با شرکت در مراسمی که عصر پنجشنبه در آستانه سید علاء الدین حسین(ع) برگزار شد ، اعتراض خود را به اتفاقات روز قدس در شیراز و سخنان علی محمد دستغیب نشان دادند.



کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


مومن‌تر و دلسوزتر از آقای خامنه‌ای کسی را نداریم

مومن‌تر و دلسوزتر از آقای خامنه‌ای کسی را نداریم

ما چه حکومتی را بپذیریم که در رأس آن مثل آقای خامنه‌ای را پیدا کنیم؟ کی بهتر از ایشان که با تمام وجود مقابل دنیای زورگو و بی‌منطق ایستاده است و دنیا هم از ایشان حساب می‌برد و ما باید او را کمک کنیم

نمایش عکس در  اندازه   واقعی

  به نقل از پایگاه خبری حوزه علمیه خراسان رضوی، اخیرا آیت‌الله‌ العظمی صافی گلپایگانی در ملاقات با آیت‌الله مهدوی کنی دبیرکل جامعه روحانیت مبارز و اعضای جامعه روحانیت و برخی از مسئولان کشور درباره لزوم حمایت از رهبر معظم انقلاب گفته است:

«در نظامی که آقای خامنه‌ای هست چه کسی را سراغ دارید که از ایشان مومن‌تر و دلسوزتر باشد؟ ما نظرمان همین است و شماها هم باید تقویت کنید.

بنده در تمام ملاقات‌های خصوصی با مسئولین و ائمه جمعه سفارش می‌کنم که تقویت آقای خامنه‌ای تقویت نظام و انقلاب است، خدا را شکر کنید که ایشان در تمام مسائل و تمام خطرات پیشقدم بوده‌اند و واقعا ناخدای خوبی است در این دریای طوفان زده. مخصوصا بعد از انتخابات که با درایت خاص، همه قشرها را در صحنه نگه داشتند.

شما خیال نکنید اگر ما اعتراض داریم، مخالف روند نظام و انقلاب هستیم، نه بلکه از روی دلسوزی برای نظام و تقویت رهبری حرف می‌زنیم و در تمام مراحل، پشتیبان هستیم.

ما چه حکومتی را بپذیریم که در رأس آن مثل آقای خامنه‌ای را پیدا کنیم؟ کی بهتر از ایشان که با تمام وجود مقابل دنیای زورگو و بی‌منطق ایستاده است و دنیا هم از ایشان حساب می‌برد و ما باید او را کمک کنیم».



کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


موسوی خوینی ها و جناح چپ

موسوی خوینی ها و جناح چپ

«پدرخوانده» نام رمانی است پرفروش از «ماریو پوزو» نویسنده شهیر آمریکایی، که در سال 1969 منتشر شد. این اثر به‎لحاط ترسیم چهره واقعی اعضا و سرکردگان مافیای مخوف ایتالیایی ساکن آمریکا، از اهمیت ویژه‎ای‎ برخوردار است. «پدرخوانده» از پرفروش‎ترین کتاب‎های تاریخ نشر آمریکا و جهان است. براساس رمان پوزو، سری فیلم‎های پرفروش «پدرخوانده» ساخته شد که هنوز طرفداران بسیاری در سراسر دنیا دارد.

شخصیت اصلی داستان یعنی «دون ویتو کورلئونه» یا همان پدرخوانده مافیا، در یکی از مشهورترین دیالگو‎های این فیلم از بابت نصیحت به فرزندان و اهالی خانواده مافیایی خود می‎گوید: «هیچ‎وقت اجازه ندین، کسی بیرون از خانواده، بدونه شما به چی فکر می‎کنین.»

*****

بررسی احزاب و گروه‎های سیاسی ایران، از منظر جامعه‎شناسی سیاسی کاری بسیار دشوار و پیچیده و حتی غیرممکن است. زیرا نقش و تأثیر هرکدام بر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران پس از انقلاب به دلیل کمبود اطلاعات، عدم شفافیت رهبران جریان‎ها و همچنین کارکرد ناقص رسانه‎ها، نه‎تنها مشخص نیست، بلکه در بسیاری از مواقع تحت تأثیر جریان‎های رسانه‎ای غالب – که خود را رهبران احزاب و گرو‎ه‎ها جلوه می‎دهند - گمراه کننده است. به همین دلیل و به طریق اولی ، شناخت نقش و جایگاه رهبران جریان‎های سیاسی نیز کاری بسیار دشوار و راهی بس صعب‎العبور خواهد بود.

با این همه اگر بخواهیم از علم سیاست و جامعه‎شناسی مدرن بهره بگیریم، به اعتقاد نگارنده، نظرات و آرای نخبه‎گرایانی چون موسکا، پارتو و میخلز بهترین راه برای شناخت تئوریک نقش، جایگاه و عملکرد نخبگان سیاسی و رهبران احزاب و جریان‎های پس از انقلاب خواهد بود.

«ویلفردو پارتو» یکی از بزرگترین نظریه‎پردازان نخبه‎گرایی و از بنیان‎گذاران مکتب لوزان، می‎گوید: «تاریخ گورستان نخبگان و اشراف است.» او با تعبیری که از حکمرانان و رهبران به روباه و شیر می‎کند، به‎خوبی میزان بالای تأثیر افراد و نخبگان را بر بقا و فنای حکومت‎ها توضیح می‎دهد و بر نقش انکارناپذیر رهبران بر توده تأکید می‎کند.

صرف‎نظر از این جمله شعارگونه پارتو، رابرت میخلز جامعه‎شناس آلمانی بیشتر به یاری ما برای فهم میزان تأثیرگذاری و نقش رهبران جریان‎های سیاسی و اجتماعی می‎آید. میخلز در مورد قدرت گرفتن فرد یا افراد محدود در ساختار احزاب و گروه‎ها می‎گوید: «اصولا به دلایل فنی و روان‎شناختی، سازمان باعث می‎شود تا در درون احزاب سیاسی و اصناف و حتی دولت، یک گروه به‎وجود آید که با گذشت زمان، رهبری این گروه هرچه بیشتر قدرت را در دست‎های خود متمرکز می‎سازد و جالب این‎که افراد و توده نیز در این روند تمرکز قدرت، بی‎میل نبوده و آن را تأیید می‎کنند .»

با این توصیف و برای شناخت رهبران جریان‎های سیاسی کشور که تا این اندازه در تحولات و حوادث ایران دارای نقش و اهمیت هستند، به‎سراغ دسته‎بندی‎های سیاسی کشور و رهبران آن‎ها می‎رویم.

اگر تقسیم‎بندی رایج دهه اخیر را بپذیریم و تمام احزاب، گروه‎ها و جبهه‎های سیاسی را در چهار دسته راست سنتی، راست مدرن، چپ سنتی و چپ مدرن قرار دهیم، برای تعیین اثرگذارترین چهره تمام این چهار جریان سیاسی کشور با مشکل مواجه خواهیم بود.

این مشکل در دو دسته راست سنتی و مدرن به دلیل تعلقات فکری و عقیدتی این دو جریان به خط اصیل ولایت فقیه و تأثیرپذیری حداکثری آن‎ها از خط مشی رهبری انقلاب، به نسبت جناح مقابل کمتر به چشم می‎خورد. گرچه در همین دو گروه نیز فرد یا افراد تأثیرگذار حضور دارند که گاهی مستقل از نظرات رسمی حکومتی به جهت‎دهی این جریان می‎پردازند. منصفانه باید گفت از این منظر، جریان راست نقاط ضعف و تاریک فراوانی در مواجهه با تفکر اصیل خود – که این جریان خود را مبتنی بر آن شکل داده – در پرونده خود به ثبت رسانده است. این موضوع البته در جناح چپ و در شاخه سنتی و مدرن آن به دلیل تعلق خاطر کمتر به اصل ولایت فقیه و مشی اپوزیسیون‎گونه نسبت به مشی و مرام رسمی حاکمیت بیشتر حایز اهمیت است؛ یعنی رهبری جریان از اهمیت بالاتری نسبت به جریان راست برخوردار بوده و شناخت نقش و جایگاه آن به همین میزان اهمیت زیادی دارد.

به همان دلایلی که پیش‎تر درباره کل جریان‎های سیاسی و احزاب و گروه‎های کشور گفته شد، شناخت دقیق و کارشناسانه رهبران و نخبگان اصلی جناح چپ نیز با پیچیدگی‎های بسیاری روبه‎روست. چه این‎که مشی اپوزیسیون‎گونه این جریان، علی‎الخصوص در چپ مدرن، به عدم شفافیت آن بیشتر کمک کرده است. برای شروع اگر به‎سراغ چهره‎های رسمی و رسانه‎ای‎تر این جریان برویم، به نام‎های سید محمد خاتمی (رییس‎جمهور دولت اصلاحات)، مهدی کروبی (رییس مجلس اصلاحات) و در این چند ماه اخیر میرحسین موسوی (رهبر جریان خودخوانده سبز) برمی‎خوریم.

بررسی گذرای حوادث و وقایع اخیر و برخورد گروه‎های سیاسی با این اشخاص نشان می‎دهد که آن‎ها بیش از آن‎که رهبر و جهت‎دهنده جریان‎های سیاسی چپ در ایران باشند، نتیجه این جریانات محسوب می‎شوند. حقیقت این است که در هیچ برهه تاریخی این افراد به صورت کاملا خودآگاه و مستقل بر این گروه‎ها تأثیرگذار نبوده‎اند؛ حتی اگر فشارها و تنگناهای حاصل از عملکرد ضدقانون این جریان، آن‎ها را به هم نزدیک کرده باشد.

اگر از لایه اولیه و البته رسمی این جریان عبور کنیم به نام‎هایی چون بهزاد نبوی، محمد موسوی خوئینی‎ها و سعید حجاریان برمی‎خوریم. اسامی که هرچند برای افکار عمومی نسبت به نام‎های قبلی کمتر شناخته شده‎ هستند، اما بدون شک از این چهره‎های رسمی و رسانه‎ای تأثیر بسیار بیشتری دارند.

هرکدام از این سه تن در یکی از احزاب اصلی بزرگ و اصلاحات نقش اصلی و محوری را ایفا می‎کنند. بهزاد نبوی در سازمان مجاهدین انقلاب، سعید حجاریان در حزب مشارکت و محمد موسوی خوئینی‎ها در مجمع روحانیون مبارز.

حجاریان که طرفدارانش او را «ایدئولوگ اصلاحات» می‎خوانند، شخصیت محوری حزب مشارکت و چهره شاخص اصلاح‎طلبان جوان و خط امامی‎های دهه شصت است.

ارادت ویژه او به ضلع دیگر این مثلث یعنی موسوی خوئینی‎ها او را با تمام ویژگی‎های آکادمیک و تأثیرگذارش، از گزینه‎های پیش‎روی ما حذف می‎کند.

بهزاد نبوی ستون محوری سازمان مجاهدین اسلامی و از چهره‎های باسابقه و تأثیرگذار هر دو جریان سنتی و مدرن چپ در ایران است. قدرت سازماندهی و تشکیلاتی او در کنار امکانات مالی تأثیرگذارش که از رهگذر سال‎ها حضور در پست‎های نان و آب‎دار اقتصادی به‎دست آورده، وی را به گزینه قابل تأملی برای رهبری پشت پرده اصلاحات تبدیل کرده است؛ مسئله‎ای که از سوی طرفداران و دوستان وی به‎رغم همه انتقاداتی که بر وی روا می‎‎دارند، مورد تأکید قرار دارد. از همین روست که از سوی روزنامه‎های این جریان در دوره اصلاحات وی به القابی چون «چریک پیر» و یا «ماموت با استخوان‎های درشت» مفتخر شده بود.

اما حکایت محمد موسوی خوئینی‎ها تا حدودی با نبوی متفاوت است.

خوئینی‎ها یک روحانی است و در کار مرکزی تشکل کانونی چپ سنتی، یعنی مجمع روحانیون مبارز نقش غیرقابل انکاری دارد.

از دیگر سو به‎دلیل تمرکز وی بر روی تشکل‎های دانشجویی داخل و خارج ایران در مبارزات قبل از انقلاب، تسلط بالایی بر نسل دوم چپ‎های ایرانی که دانشجویان خط امامی و دفتر تحکیمی دیروز و اصلاح‎طلبان تندرو امروز محسوب می‎شوند، دارد. به این موارد نزدیکی وی با امام خمینی قبل و بعد از پیروزی انقلاب و عدم پذیرش مسئولیت رسمی جدی در دو دهه گذشته را اضافه کنید.

موسوی خوئینی‎ها بدین ترتیب تأثیرگذارترین چهره سیاسی جناح چپ محسوب می‎شود. فردی که علی‎رغم حضور بسیار کم‎رنگ در مجامع عمومی و رسمی و دوری تعمدی از رسانه‎ها، دارای کاریزهای غیرقابل انکار بر طیف مدرن اصلاح‎طلبان است و در عین حال مقام ریش سفیدی چپ سنتی را نیز با سمت ریاست شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز بر عهده دارد.

امیرحسین مهدوی عضو مستعفی سازمان مجاهدین انقلاب در پاسخ به سؤال خبرنگار خبرگزاری فارس که کدام احزاب سیاسی حال حاضر کشور را به جهت تئوریک به سازمان مجاهدین نزدیک می‎دانید، می‎گوید: «یقینا از این جهت نزدیک‎ترین گروه‎ها به سازمان، جبهه مشارکت و مجمع روحانیون هستند... سران مجمع هم به‎ویژه آقایان موسوی خوئینی‎ها و خاتمی از جایگاه خاصی بین اعضای سازمان برخوردار بوده و نقش تعیین‎کننده‎ای در رویکردهای سازمان و به‎ویژه جهت‎گیری‎های آن و تنظیم فهرست‎ها در انتخابات داشتند.»

به این ترتیب، نفوذ غیرقابل‎انکار خوئینی‎ها بر هر سه حزب بزرگ و محوری جریان اصلاحات مشخص می‎شود. شاید به همین دلیل است که وقتی روزنامه «سلام» که متعلق به وی است توقیف می‎شود، قایله هیجدهم تیرماه 1378پدید می‎آید.

در حالی‎که در همان سال‎ها اصلاح‎طلبان با توقیف‎های متعددی در مورد روزنامه‎های خود مواجه بودند و هیچ‎گاه چنین عکس‎العمل شدید و غیرقانونی را از خود بروز ندادند. راز حضور مهندس موسوی در انتخابات ریاست‎جمهوری آن‎هم بعد از بیست سال سکوت منفعلانه و انزوای سیاسی را هم می‎توان در تأثیرگذاری موسوی خوئینی‎ها جست. چه این‎که حضور سؤال‎برانگیز موسوی و کناره‎گیری تعجب‎آور خاتمی به‎نفع وی، در پی اظهار تمایل وی به کاندیداتوری موسوی و ارجحیت موسوی بر خاتمی صورت گرفت.

اخبار جسته و گریخته‎ای هم که از جلسات محرمانه اصلاح‎طلبان در قبل و بعد از انتخابات به فضای رسانه‎ای درز می‎کرد، همگی نشان از تصمیم‎گیری با محوریت موسوی خوئینی‎ها داشت. از این‎جای کار به بعد همان عدم شفافیت و پیچیدگی‎ فضا دست ما را بر تحلیل شرایط براساس اخبار قابل استناد می‎بندد. بنابراین بازهم به تئوری رجوع می‎کنیم.

میخلز معتقد است، نیاز مذهبی توده‎ها مبتنی بر احترام به رؤسا که به احزاب انتقال می‎یابد و هم‎چنین بی‎تفاوتی آن‎ها در زمینه اعمال مؤثر دمکراسی و مشارکت در رهبری، نه‎تنها راه را بر اقلیت محدود یعنی گروه رهبران بازمی‎گذارد، بلکه سبب می‎شود تا رهبران در راه متمرکز ساختن قدرت در دست خود از تشویق توده‎ها نیز برخوردار شوند. رابرت میخلز تأکید می‎کند، در چنین شرایطی احتمال تغییر وضعیت و اعتراض از پایین بسیار ضعیف است. در دعوای بین رهبران آریستوکرات و توده‎های بی‎بضاعت، همیشه برد با دسته اول است و اگر تغییر و تحولی صورت پذیرد، ناشی از دعواهایی از نوع اختلاف‎نظر بین خود رهبران است.

به عقیده میخلز، تحولات سیاسی همیشه از اختلافاتی که بین نخبگان وجود دارد، پدید می‎آید و در این رابطه وظیفه توده فقط این است که به نفع نخبگان تظاهرات کرده و به خیابان‎ها ریخته و چه‎بسا در این روند کشته شوند.

گمانه‎زنی فراوانی پیرامون نقش و عملکرد موسوی خوئینی‎ها در بسیاری از حوادث و وقایع انقلاب موجود است. از ماجرای تأیید صلاحیت بنی‎صدر تا مخالفت با رهبری آیت‎ا... خامنه‎ای در جلسه چهاردهم خرداد مجلس خبرگان. اما بسیاری از آن‎ها نه قابل اثبات است و نه قابل تکذیب.

اساسا به همین دلیل است که پدرخوانده‎ها به اطرافیان خود توصیه می‎کنند: «هیچ‎وقت اجازه ندید، کسی بیرون از خانواده بدونه شما به چی فکر می‎کنین.»

منبع: رجا



کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


براندازی تو روز روشن

براندازی تو روز روشن

معرفی یک فیلم مستند

داستان این فیلم مربوط به خشم چند دیکتاتور فاشیست مسلک و عقده های دیرینه آنها از دموکراسی و مردمسالاری است. بازیگران نقش اول این فیلم همگی به طرز عجیبی با رای گیری، برگزاری انتخابات، رجوع به آراء عمومی، حقیقت گویی و اطاعت از قانون مشکل دارند. در ابتدای این فیلم مشاهده می کنیم که بازیگران اصلی فیلم در لباس روحانیت در اتاقی نشسته اند و از شکست در انتخابات پیش رو به شدت در هراسند. در صحنه ای دیگر خانم بازیگر نقش اول به نام« عفت مرعشی» با آن تن صدای وحشتناکش فتوا می دهد در صورتی که رای نیاوردیم به منطق  می ریزیم و اغتشاش می کنیم در خیابان به زور. در حقیقت نقطه حساس این فیلم از اینجا رقم می خورد و نقش فیلمبردار در این صحنه بسیار قابل تحسین است. در نمایی دیگر تلفن یکی از کاندیداها در ساعت ۵ عصر روز رای گیری به صدا در می آید و یکی از خواص بی بصیرت چندپهلو به ایشان تبریک می گوید. لازم است از نقش گریمور محترم فیلم یادی کنیم که توانایی و تبحر خاصی در گریم کردن چهره سیاسیون دوزیست و چندزیست دارد. سپس ساعت ۱۰ شب در حالیکه ملت در حال رای دادن هستند، ناگهان داماد لرستان به میان خبرنگاران می رود و با صراحت و بدون چیزچیز کردن اعلام می کند که من رای اوردم.

اینجا فیلم به روز شنبه می رود. موسولینی(موسوی) از شدت خشم ناشی از شکست مانند کوره آتش است و قصد دارد به مانند سلف صالح خود هیتلر خودکشی کند که با ممانعت همسر روشنفکر و عروس آذربایجان روبه رو می شود. ای صحنه فیلم آهنگ جالبناکی دارد و اشک از چشمان هاشمی، خاتمی، موسوی خوئینی ها و... در میاورد!!!. خانواده آقای هاشمی بعد از صرف نهار در کاخ مرمر جلسه اضطراری تشکیل می دهند و یار امام و انقلاب با فشار و توصیه همسرش اعلام می کند که رای مردم هیچ ارزشی ندارد و بهتر است رهبری با نظر ما رئیس جمهور را مشخص کند. همچنین به فرزندانش پول توجیبی می دهد تا بروند و خیابونا را وشلوغ کنن. این فیلم حاوی صحنه ها و جلوه های ویژه بسیاری است. در یکی از این صحنه ها چندآقازاده با مهارت جالب در حال آتش زدن سطل آشغال هستن و این صحنه از سوی «انجمن حمایت از استبداد و عقده های سیاسی» جایزه چماق طلایی را کسب کرد. در صحنه به یادماندنی شاهد هستیم که خاتمی در حالیکه به شدت عصبانی بوده و فحاشی می کند به زمین و زمان و مکان، خواستار قتل عام ۲۵ میلیون فریب خورده عامی می شود. در این هنگان دوربین نشان می دهد که خاتمی تلفنی به همه دوستانش تسلیت می گوید و میگه کار از کار گذشته ولی تو رو خدا پرستیژ خودتونو از دست ندید. من با بعضی از سران جناح راست مانند..... هماهنگ کردم و اونا تا آخر خط با ما هستن و لی نمیتونن نشون بدن. در صحنه جالب فیلم یک تماس تلفنی جالب و سوزناک پخش می شود که این صحنه از سوی «انجمن روشنفکران جنگلهای آمازون و بازماندگان مغول» باعث انتخاب خانم نقش سوم یعنی زهرا کاظمی(رهنورد) به عنوان روشنفکرترین زن تاریخ جهان از دوران مرگ دایناسورها بدین سو می شود.

درست است که در آغاز فیلم شاهد هنرنمایی بازیگران اصلی همچون هاشمی، خاتمی، موسولینی- موسوی خوئینی ها، سیدحسن مصطفوی و.. هستیم اما به مرور شاهد شکست پیرو پاتالهای سیاسی از ملت هستیم. صحنه ۹ دی فیلم شاهد انتقال چند تن از نقش اولیها به بیمارستان قلب و متخصصان مغز و اعصاب هستیم . در ۲۲بهمن یکی از فتنه گران با احیائ قلبی یکی از شخصیتهای مرموز این فیلم که به خوبی چند جانبه بازی می کند، به صحنه بر می گردد. نکته جالب توجه این فیلم هماهنگی مردم با یکدیگر است به گونه ای که کارگردان فیلم بعدها اعلام می کند: در تمام صحنه های فیلم مردم از این خواص تنبل و بی خاصیت جلوتر بودند.

اما جوایز فیلم:

جایزه بهترین ضد حال به ضد حال ۲۵میلیون نفری ملت ایران به هاشمی رفسنجانی- خاتمی و موسولینی

اسکار طلایی ابوموسی اشعری به آقایان... و...و... در اعلام اینکه دو طرف مقصرند ولی ملت و مردم مقصرترند تعلق گرفت.

جایزه مفلوک ترین زن نقش اول: عفت مرعشی

جایزه خنده دار ترین نقش: مهدی کروبی به خاطر بی توجهی زمین و زمان به وی

لازم به ذکر است هیات داوران با بازبینی نهایی این فیلم اعلام کرد: در این فیلم به چند نفر جایزه ویژه تعلق گرفت چ : ۱-  سیمرغ بلورین خط امام از انحصار سید حسن مصطفوی خارج  وبه ملت ایران تعلق گرفت

۲- نشان طلایی دشمن شناسی و حضور در جبهه های جنگ ۸سال دفاع مقدس از سردار یک درصدی محسن رضایی و شهردار قالیباف خارج و به بسیجیان جان بر کف فعال در حوادث بعد از انتخابات تعلق گرفت. لازم به ذکر است که هنوز مشخص نیست آقازاده برادر محسن رضایی در کدام کشور جهان به انقلاب و خط امام کمک می کنند!!!

۳- سیمرغ بلورین یار امام  از  دست مفسدی همچون کروبی- دیکتاتوری همچون خاتمی و موسوی و بی بصیرتی همچون هاشمی خارج و به ملت ایران و افرادی همچون دکتر احمدی نژاد- دکتر حدادعادل و.. تعلق گرفت.




کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


از بی بی سی فارسی به شبکه رسا و ایران‌ندا

چاره‌جویی لژ لندن برای ریزش مخاطبان بی‌بی‌سی
    با تغییر ماهیت بی‌بی‌سی، اخبار جنبش سبز چگونه به گوش هوادارانش خواهد رسید؟

«ما باید ثابت کنیم که تریبون اپوزیسیون ایران نیستیم». این جمله‌ای است که یکی از خبرنگاران بی‌بی‌سی فارسی به زبان آورده و حالا به عنوان بخشی از کلیپ تبلیغی بی‌بی‌سی فارسی از این شبکه پخش می‌شود. این بخشی از پروژه بی‌بی‌سی فارسی است که تلاش می‌کند پس از گذشت حدود 15ماه، از وقایع پس از انتخابات و ریزش شدید در میان بینندگان، مخاطبان خود را احیا کند.
بی‌شک آن چیز که طی وقایع پس از انتخابات روی داد، بهترین خوراک برای رسانه‌هایی بود که می‌خواستند بخشی از پازل براندازی نرم در ایران باشند. در این میان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین رسانه‌هایی که در طول انتخابات و به هنگام بروز وقایع پس از آن، نقش بی‌بدیل و غیرقابل انکاری در شکل‌گیری درگیری‌ها و سازماندهی نیروهای مختلف بر عهده داشت، شبکه بی‌بی‌سی فارسی بود؛ شبکه‌ای که اگرچه در زمان انتخابات کمتر از شش‌ماه از تولدش می‌گذشت اما چنان اثرگذاری و فعالیتی از خود نشان داد که کمتر خانواده ایرانی پیدا می‌شد که به اخبار این رسانه انگلیسی در خصوص انتخابات استناد نکند. همین اقبال عمومی به شبکه بی‌بی‌سی فارسی در ایران سبب شد این شبکه نقش اصلی را در سازماندهی و هدایت وقایع انتخاباتی و حوادث پس از آن ایفا کند. این شبکه در طول این مدت نهایت تلاش خود را به کار بست تا پیام‌هایش را در قالب‌های مختلف به خورد مخاطبان خود که عموماً ایرانیان بودند، بدهد. بنابراین با تولید برنامه‌های گوناگون که در آن صدای هر دو گروه موافق و مخالف شنیده شود، سعی در بی‌طرف نشان دادن خود داشت؛ موضوعی که به سختی قابل‌تشخیص بود. نمونه این رویکرد را هر شب در برنامه‌ای مثل «نوبت شما» می‌بینیم. در این برنامه، هر شب تعدادی تماس تلفنی برقرار می‌شود که تقریباً 80درصد آنها از مخالفان و 20 درصد آنها از موافقان سیاست‌های ایران اسلامی هستند. همچنین از حدود شش وبلاگ مورد بررسی، یک تا دو وبلاگ موافق و چهار تا پنج وبلاگ مخالف سیاست‌های نظام هستند، لیکن با ترفندهای خاص، بهره‌گیری از مجریان حرفه‌ای و آموزش دیده، تحلیل‌های ظریف، اما جانبدارانه و نیز انتقادهایی هدفمند، تلاش می‌شود اهداف پنهان شبکه به خوبی تأمین شود.


دست‌های انگلیسی پیدا می‌شود
اما به رغم در پیش‌ گرفتن این سیاست و بهره‌گیری از کارشناسان برجسته‌ رسانه‌ای در بی‌بی‌سی برای ارائه محتوا به مخاطبان خود، بینندگان این شبکه فارسی زبان انگلیسی این روزها به پایین‌ترین سطح خود رسیده‌اند‌ و این شبکه دچار کاهش ‌مقبولیت شدید در جامعه ایران شده‌ است. این ماجرا از زمانی آغاز شد که این رسانه به عنوان مهم‌ترین تریبون جنبش سبز در میان هواداران این جنبش معرفی شد و بخش بزرگی از سبزها برای دریافت آخرین اخبار به صورت مستقیم به این شبکه و سایتش مراجعه می‌کردند. تقریباً در تمام مدت فعالیت فرقه سبز هیچ خبری از این جریان وجود نداشت که در این شبکه انعکاس ویژه پیدا نکند و حتی در برخی موارد نیز که خبری از سبزها به خاطر درگیری‌های داخلی نبود، این شبکه با خبرسازی ماجرایی را در دامان آنها قرار می‌داد تا بتواند از این طریق به ماهیگیری رسانه‌ای بپردازد. بنابراین می‌توان این واقعیت را به صراحت عنوان کرد که کارشناسان بی‌بی‌سی فارسی در برخی موارد همتراز با رهبران فرقه سبز به تحریک هواداران این جریان پرداختند؛ واقعیتی که نمونه بارز آن را می‌توان در ماجرای 13 آبان سال88 و به خیابان کشاندن جمعی از سبزها مشاهده کرد.
اما با ایجاد تزلزل در پایگاه‌های اجتماعی فرقه سبز و ریزش‌های شدیدی که در این جریان صورت گرفت، بی‌بی‌سی فارسی نیز که وابستگی شدیدی به این جریان داشت، مخاطبان خود را از دست داد و هدف و نیت برنامه‌سازان و مدیران انگلیسی این شبکه برای مخاطبان ایرانی مشخص شد. باقیمانده سبزها هم با گذر از آن دوران پرالتهاب تصمیم گرفته‌اند رسانه‌ای جدید را برای دریافت اخبار خود جایگزین کنند، چراکه آنها هم دیگر اعتمادی به رسانه‌های انگلیسی به ویژه بی‌بی‌سی ندارند. این معضل روز به روز برای مدیران این شبکه بیشتر هویدا می‌شد و این مدیران باقی مانده بودند با حجم بالایی از فاکتور مخارج و قول‌های عمل نشده‌ به سران انگلیس برای براندازی نظام ایران.


تغییر ماهیت نمادین بی‌بی‌سی
این کاهش مقبولیت و از دست دادن مخاطبان واقعیتی بود که مدیران این شبکه به خوبی آن را دریافته بودند. از این رو به دنبال پیدا کردن راه‌حلی برای بازگرداندن بخشی از مخاطبین خود و احیای مقبولیت نابود شده، رفتند. شاید مهمترین پاسخی که در این کنکاش در مقابل گردانندگان این شبکه قرار گرفت، تغییر ماهیت نمادین در برنامه‌ها و انتقال وظایف به دیگر رسانه‌ها بود.
آنها در این راه شروع به ایجاد تغییرات در سطح برنامه‌ها و حتی مجریان و خبرنگاران خود کردند. مجریان و خبرنگارانی جدید با سوژه‌هایی جدیدتر و سرگرم‌کننده را جایگزین قبلی‌ها کردند و از همه مهم‌تر اولویت برنامه‌های سیاسی خود را به رده‌های دوم و سوم فرستادند. علاوه بر این برنامه سازان بی‌بی‌سی فارسی تلاش کردند تا سمت‌وسوی برنامه‌های خود را به
زندگی عادی و عمومی مردم که جذابیت بیشتری برای مخاطبان ایرانی‌شان دارد، نزدیک کنند و با این ترفند و تغییر ماهیت نمادین به احیای مخاطبان خود بپردازند. اما این پایان کار نبود چراکه نکته جالب در این بین این است که بی‌بی‌سی تبلیغات مستقیم را نیز در دستور کار خود قرار داده و حتی در یکی از این تبلیغات به صراحت از زبان یکی از خبرنگاران خود می‌گویدما باید ثابت کنیم که تریبون اپوزیسیون ایران نیستیم

http://omidkeshtkar.files.wordpress.com/2010/08/11-21.jpg


لندن همچنان نگران فرقه سبز
اما لندن‌نشینان نیز به این راحتی نمی‌خواهند قید جنبش سبز را بزنند. جنبشی که هزینه‌های زیادی را برای آن پرداخت کرده‌اند. آنها نیاز به یک کانال مستقیم برای جریان‌سازی و پوشش اخبار این جنبش داشتند. اما با تغییر ماهیت بی‌بی‌سی اخبار این جریان چگونه به گوش هوادارانش خواهد رسید؟
این سؤالی است که پاسخ آن را می‌توان در راه‌اندازی شبکه رسا و ایران‌ندا جست‌وجو کرد. این دو شبکه که رد پای لندن‌نشینان حامی بی‌بی‌سی به خوبی در آن قابل‌مشاهده است و قرار است با بودجه لژ لندن و همکاری روزنامه‌نگاران ایرانی مقیم اروپا هدایت شود، بار سیاسی زمین مانده شبکه بی‌بی‌سی فارسی را به دوش خواهند کشید. راه‌اندازی این دو شبکه دو مزیت بزرگ برای لژ لندن داشت. مزیت اول این بود که این دو شبکه نیازی ندارند همانند بی‌بی‌سی ژست‌های بی‌طرفی بگیرند و این امکان را دارند که به دور از حواشی معمول شبکه‌های تلویزیونی حرفه‌ای، خبررسان مستقیم و بدون مانع برای حامیان جنبش سبز باشند. از سوی دیگر با توجه به هزینه‌های بالایی که مؤسسه بی‌بی‌سی به خاطر ابعاد حرفه‌ای به لژ لندن تحمیل می‌کرد، راه‌اندازی این دو شبکه که بار حرفه‌ای کمتری داشته و نیاز کمتری به تولید برنامه دارد، می‌تواند در کاهش هزینه‌ها مفید باشد. در نهایت آن چیز که می‌توان گفت، راه‌اندازی دو شبکه ایران‌ندا و رسا، کمک خواهد کرد که بی‌بی‌سی فارسی با اصلاح رویکرد باردیگر ضریب نفوذ خود را در میان ایرانیان افزایش دهد و از این طریق خود را آماده ایفای نقش‌های جدیدی در برنامه‌های لندن علیه تهران کند. این موضوعی است که لزوم چاره‌اندیشی هرچه بیشتر فرماندهان جنگ نرم را بیش‌از پیش نمایان می‌کند.



کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


جنگ زرگری کدیور با سروش و گنجی

جنگ زرگری کدیور با سروش و گنجی
محسن کدیور برای ترمیم مصنوعی چهره‌اش به جنگ زرگری با اکبر گنجی و سروش پرداخت. کدیور که سوابق ضد انقلابی و برداشت‌های انحرافی و بدعت گونه وی از مبانی دینی بر اهل بصیرت پوشیده نیست و در ایام انتخابات سال گذشته از حامیان میرحسین بود و در نقش آلت دست سردمداران جنبش فتنه در خارج تحرکات مذبوحانه‌ای علیه جمهوری اسلامی به عمل آورد و در نمایشنامه‌ای که ضد انقلابیون جنبش سبز به اسم نماز جماعت در مقابل سازمان ملل در نیویورک بر پا کردند وی امام جماعت این افراد ورشکسته را بر عهده داشت اخیرا دلش برای بازگشت به وطن تنگ شده و برای این منظور به دست و پا افتاده است. کدیور در مراسمی که در شب‌های قدر در حاشیه شهر واشنگتن برگزار شده بود ضمن اهانت مجدد به امام خمینی(ره) و زیر سئوال بردن نظام جمهوری اسلامی برای فریب افکار عمومی به نظرات عبدالکریم سروش و اکبرگنجی حمله کرد. کدیور در این بازی سیاسی به مقالات سروش درباره اسلام بدون روحانیت و اسلام فقیهان – باستان شناسان درد افزا - نوشته اکبر گنجی انتقاد کرد.
کدیور در این سخنرانی گفته بر اساس نگاه این گروه (افرادی مانند سروش و گنجی و...) حذف فقه باعث می‌شود اسلام درست شود زیرا فقه باعث مشکلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورمان شده است!
کدیور در این بازی سیاسی که برای کسب وجاهت خود انجام داده باز هم دست از خباثت‌های خود برنداشته و مدعی شده مشکل کشور ما از فقه بر نخاسته زیرا آنچه که عمل می‌شود به نظر اکثر فقها صحیح نبوده است!
وی در ادامه چرندیات خود تلاش کرده عملکرد مسئولین بلند پایه نظام را مخالف با دیدگاه برخی مراجع و علمای قم معرفی کند.
اخبار رسیده از محافل اصلاح طلبان حاکی است که کدیور دیگر امکانی برای ماندن در آمریکا ندارد و با خبرسازی درباره مخالفت با گنجی و سروش قصد دارد زمینه بازگشت خود به ایران را فراهم کند



کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


بنی صدر عامل انتشار خبر دروغ سکته آیت‌الله جنتی

  بنی صدر عامل انتشار خبر دروغ سکته آیت‌الله جنتی
انتشار خبر دروغ سکته آیت‌الله جنتی باعث درگیری دو سایت حامی میرحسین و جنبش سبز در خارج از کشور شد. چند روز قبل خبری دروغ از سوی سایت بنی صدر درباره سکته آیت‌الله جنتی منتشر شد که دقایقی بعد تکذیب شد. سایت جرس که از حامیان اصلی میرحسین و جنبش سبز در خارج محسوب می‌شود به این خبر آب و تاب فراوانی داد اما تکذیب‌های بعدی باعث رسوایی سایت جرس شد.
سایت خود نویس که از سوی یکی از افراد رسانه‌ای جریان افراطی اصلاحات اداره می‌شود دیروز در مطلبی اعتراف کرد یک سال و اندی از شروع جنبش سبز می‌گذرد باید فهمیده باشیم که یکی از نقاط ضعف این جنبش ضعف خبر رسانی و انتشار اخبار دروغ بوده است. به طور مثال باید به سایت جرس اشاره کرد که در ابتدای کار از اعتبار و نفوذ بسیاری برخوردار بوده اما به دلایل مختلف از جمله اعتماد به منابع خبری مشکوک اعتبار خود را از دست داد.
مثال‌های فراوانی می‌شود بیان کرد مانند خبر وجود شرایط مساعد برای اعتراض سبزها در عصر روز 22 بهمن، خبر دستگیری 20 هزار نفر در روز 22 بهمن، خبر حضورکروبی در نمایشگاه کتاب و... متاسفانه سایت جرس از اشتباهات عدیده و هزینه بارش برای جنبش سبز درس نگرفته و به جایی رسیده که طرف مقابل برای فرستادن خبرهایی که بیشتر به طنز شباهت دارد از جرس استفاده می‌کند.
سایت خود نویس در ادامه نوشته خبر سکته مغزی آیت‌الله جنتی اولین بار در سایت ابوالحسن بنی صدر منتشر شد و به سرعت به سایر سایت‌ها رسید اما از سوی هیچ منبع معتبری تائید نشد لذا به سایت انقلاب اسلامی بنی صدر توصیه می‌کنیم از عملکرد سایت جرس عبرت بگیرد و به خاطر بی‌دقتی و عجولانه برخورد کردن در مورد خبر سکته آقای جنتی از خوانندگان عذرخواهی کرده و در آینده منابع خبری خود را مورد بررسی دقیق قرار دهد.



کلمات کليدي :

نوشته شده توسط baseerat در یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()


مطالب پيشين

:: جوانان استکبار ستیز (عکس
:: کروبی بدنبال زنده کردن هیمنه استکبار
:: مرگ بر کروبی در هفت تیر
:: طنین مرگ بر امریکا در سراسر ایران
:: ملت‌ ما اولین‌ ملتی‌ بود که‌ ثابت‌ کرد آمریکا هیچ‌ غلطی‌ نمی‌تواند بکند
:: طنین مرگ بر امریکا در سراسر ایران
:: ملت‌ ما اولین‌ ملتی‌ بود که‌ ثابت‌ کرد آمریکا هیچ‌ غلطی‌ نمی‌تواند بکند
:: نگاهی به اعتصابات در فرانسه
:: روز دق مرگی دشمنان ولایت فرارسید
:: اعتراف صریح زهرا رهنورد به ائتلاف با منافقین و بهایی ها

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by baseerat
This Themplate By ..:: BloGame ::..

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب پرشين بلاگ

قالب ميهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ايران بلاگ

قالب رويا بلاگ

قالب پرشين بلاگ

حرفه اي ترين قالب هاي وبلاگ

آموزش وبلاگ بازي